کتاب|

عمومی

درباره‌ی کتاب ستاره ی دنباله دار در سرزمین مومین ستاره ی دنباله دار با دم شعله ورش غرید و مستقیم به طرف دره حرکت کرد، از توی جنگل و کوهها رد شد و بعد دوباره در افق نا پدید شد. من مطمئنم اگر ستاره ی دنباله دار به زمین نزدیک تر می شد حالا هیچ یک از ما این جا نبودیم. اما آن فقط دنباله اش را حرکت داد و با سرعت به منظومه ی شمسی دیگری در دوردستها رفت و از آن پس هرگز دیده نشد. اما توی غار آن ها این چیزها را نمی دانستند. آن ها فکر می کردند که وقتی ستاره ی دنباله دار پایین آمد همه چیز سوخت یا خرد شد و از بین رفت و این که غار آن ها تنها چیزی است که توی دنیا باقی مانده است. آن ها گوش دادند و گوش دادند اما تنها صدایی که به گوش می رسید سکوت بود.
پیشنهادهای دیگر از همین دسته‌بندیمشاهده همه
کتاب های دیگر تووه یانسونمشاهده همه